بسم الله الرحمن الرحيم؛ سلام بر مردم شهر من، شيرگاه  

شهر پلها: شیرگاه سوادكوه

براي شهرم، شيرگاه: خبر، يادداشت و نظر و عكس

من، شیرگاه، قطار، پیرمردها و سگهای شیرگاه
ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ امرداد ۱۳۸۸  

امروز حدود پنج صبح، من تنها مسافر قطار تهران- شمال بودم که در ایستگاه شهرم، شیرگاه پیاده شدم. هوای شیرگاه عالی بود و نیم ساعت پیاده روی کردم. تاکسی تلفنی های شیرگاه خواب بودند. تعدادی از پیرمردهای شیرگاه در صف نانوایی بودند. البته یا به خاطر بیکاری است یا به خاطر نشاط جوانی! همیشه این ساعت سگها در خیابانهای شیرگاه پرسه می زدند ولی امروز خبری از سگهای شیرگاه نبود.

 


سرداران شهید شهرمان را بشناسیم
ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ تیر ۱۳۸۸  

سرداران شهید شهرستان سوادکوه

 یه مشکلی که هست اینه که ما بزرگان خودمان رو نمی شناسیم و جلوی بچه های بقیه شهرستانها  و تهران کم می آوریم. تهرانی ها و بیشتر ایرانیها و حتی ما ها خیلی هنر بکنیم تعدادی از سرداران بزرگ شهید را می شناسند! در حالی که آب در کوزه و ما تشنه لبان می کردیم- یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم. شهرستان ما، سوادکوه به تنهایی 12 سردار شهید دارد!

مروری کنیم بر نام آنها:

سردار شهید الیاس حامدی

سردار شهید کمیل ایمانی

سردار شهید سید ابراهیم کسائیان

سردار شهید علی انتقامی

سردار شهید مصطفی مرادی

سردار شهید قلی اکبری

سردار شهید سیف الله گلزاده

سردار شهید موسی احمدی

سردار شیهد خدایار داودی

سردار شهید باب الله عباسی

سردار شهید حاج رشید پاریاو فلاح

سردار شهید احمد محمودی

سوال: فکر می کنید چند نفر آنها شیرگاهی اند؟ چقدر شیرگاهی های آنها را می شناسید؟

 


تشییع پیکر هشت شهید گمنام دفاع مقدس در شیرگاه
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ تیر ۱۳۸۸  

ستاره ها در شهر من بودند

امروز شهر ما تشییع جنازه پیکرهای هشت تن از شهدای گمنام دفاع مقدس بود.

اولین بار امروز ساعت یک و نیم، بین الصلاتین ظهر و عصر شنیدم که ساعت 4 بعد از ظهر از میدان شهدا شروع می شود. یک ربع به چهار در میدان شهدا بودیم. تقریبا خبری نبود. ده نفر هم نمی شدیم. احتمال دادم که از جلوی بخشداری (مسجد صاحب الزمان یا آن طرفها) شروع کنند. به آن جا رفتیم. رسیدن ما به آنجا یعنی ساعت 4 مصادف با آخرین ثانیه های برنامه بود. به عبارتی بهتر برنامه به طور کامل تمام شده بود و به مقصد رسیده بودند. ظاهرا قرار بود ساعت 4 تمام شود. در برگشتنمان هم دوستانی را دیدیم که مثل ما فکر می کردند و به برنامه نرسیدند.

ضعف اطلاع رسانی برای امت حزب الله گویا در همیشه تاریخ با ما بوده است! تبلیغاتمان ضعیف است. ولی ابن بار بگویم که در مسیر تا میدان شهدا و در خود میدان که محل شروع تشییع جنازه بود و به عبارتی در هیچ جای شهر، هیچ اطلاعیه ای، پلاکاردی، چیزی مبنی بر تشییع پیکر شهدا در شهر ندیدم. واقعا اگر قرار است راه را با این ستاره ها پیدا کنیم، نباید مردم را خبر کنید؟ من از سپاه شهرمان، بنیاد شهید شهرمان، همه نهادهای احتمالا مسئول و فرهنگی شهرمان می پرسم: آیا شما خوابید؟ مگر تشییع پیکر شهدا مثل نماز جمعه است که هر هفته برگزار شود و نیاز به اطلاع رسانی نداشته باشد؟ واقعا مگر نه این است که تا دفعه بعدی که هشت شهید گمنام تشییع شود، شاید سالها طول بکشد؟ چرا این طور می کنید؟